ایران و چین؛ در چه نقطهای ایستادهایم؟

موقعیت خاص جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی ایران در طول زمان همواره نخبگان حاکم را بر آن داشته است تا در بازی سیاست بینالمللی منطق توازن را برای حفظ منافع در برابر شرق و غرب در پیش گیرند؛ منطقی که بر اساس آن تلاش میشد تا از راه همکاری گسترده با یکطرف در یک مقطع زمانی زمینه برای جلوگیری از زیادهخواهیهای طرف دیگر مهیا شود. چین یک پهنه را تعریف و بقیه کشورها را وارد این داستان کرده است. شما در برابر کشور قدرتمندی مثل چین که عضو شورای امنیت است، پرجمعیتترین کشور جهان است، اقتصاد دوم جهان است و به زودی اقتصاد اول میشود، جزو بازیگران برتر نظام بین الملل است، باید محتاط باشید و این بدیهی است.

مهمترین چالشهای نظری موجود در روابط ایران با چین بیشتر به ضعف نظری در سیاست نگاه به شرق مرتبط میشود. ادامه خرید نفت ایران توسط چین در تمام دوره آقای ترامپ نشان دهنده این است که چین بیان میکند روابط ما با امریکا جدا و با ایران هم جداست و روابط علیه هیچ کشور سومی نیست و این کلیدواژه ای است که مقامات چینی روی آن تأکید زیادی دارند و واقعا همین است. وقتی میگویید جهش تولید و حمایت از تولید ظاهراً دغدغه باید این باشد که بازار بزرگی مثل چین را از دست میدهیم، اما در آن بحبوحه دغدغه این بود که ایران فروش رفت، کیش فروش رفت و مسائل واهی که هیچ پایه و اساسی نداشت.

حوزههایی مثل بحث نظامی یا مسائل خاص امنیتی است که هیچ کشوری آن را علنی نمی کند. هم هم ایالات متحده جای میگیرد و هم ایران و هیچ منافاتی ندارد. شرکت ملی نفت چین (CNPC)، هنگامی که توتال فرانسه به دلیل تحریمها ایران را ترک کرد، سهام ۵۰.۱ درصدی توتال را به سهم ۳۰ درصدی خود در پروژه توسعه پارس جنوبی اضافه کرده است.

چینیها چارچوب چندجانبهگرایی را برای روابط خارجی تنظیم کردهند و این را علناً هم بیان میکنند و به شدت دنبال ساختارسازی برای کارهای چندجانبه هستند. وقتی اتاقهای فکر چین را بررسی کنید، میبینید که با وضوح و بدون تعارف میگویند در کوتاهمدت که هیچ، در میان مدت با اروپا رقابتهایی را در حوزه اقتصادی دارند ولی برای هژمون برتر شدن، باید قدرت اقتصادی برتر شوید که حالا تا پول ملی چین به نفوذ دلار آمریکا برسد، راه زیادی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید