نگاه چینی به «برنامه همکاریهای جامع ۲۵ ساله ایران و چین

افزایش قدرت کشوری چون ایران بهویژه در سطح منطقه­ای بدون تردید نمی­تواند برای چین یا سایر قدرت­های بزرگ امیدوارکننده باشد؛ زیرا افزایش قدرت یک واحد در هر سطحی با محدودیت­هایی برای واحد یا واحدهای دیگر همراه خواهد بود که این موضوع با توجه به نیازهای ژئواکونومیک چین به خلیجفارس اهمیت بیشتری دارد. تهدید محور تهران-پکن، طبل جدید و مناسبی را برای شاهین های جنگطلب فراهم می کند، زیرا برجام آنها را از منطق قبلی محروم کرده است: انگیزههای هسته ای فرضی کنترل نشده ایران. از سال 1384 همزمان با رویکارآمدن محمود احمدینژاد بهعنوان رئیسجمهور تا سال 1392 سیاست خارجی ایران با اولویتبخشیدن به مسئولیتهای فراملی و نوع برداشت از نظم بینالمللی در تقابلی آشکار با مجموعه قدرتهای غربی قرار گرفت و به همین دلیل زمینه برای همکاریهای فراگیر میان ایران و کشورهای موسوم به «شرق» فراهم شد.

بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و تحکیم جایگاه آمریکا بهعنوان پیروز ظاهری جنگ سرد و تلاش آن برای شکلدادن به نظمی جدید، سیاست خارجی ایران بهتبع اصول و ارزشهای خود نمیتوانست نظم و سازوکارهای بینالمللی نوین را بپذیرد. باوجود اینکه نظریه واقعگرایی روابط بینالملل مدعی تلاش برای تبیین سیاست خارجی دولتها نیست (Waltz,1979)؛ اما انتقادات واردشده به این نظریه از نظر نادیدهانگاری ساختار داخلی کشورها و نقش رهبران و در بیانی کلی در نظرگیری دولت مانند یک شیء و پدیدهای گسترده (Sullivan,2001:125-27) سبب شده تا در نحلههای متأخر این نظریه تلاشهایی جدی برای رفع نقایص و پاسخ به این انتقادات صورت گیرد.

این مقاله بر این نظر است که چالش نظری ضعف تئوریک سیاست نگاه به شرق از یکسو و چالشهای ساختاری یا عملی موجود در روابط تهران و پکن سبب شد تا سیاست خارجی ایران در قالب این نگاه از روابط با پکن طرفی نبندد. این کارشناسان بر این موضوع تکید دارند که لزوماً تصویب و اجرایی شدن این سند توسط این کشورها به معنی وابستگی آنها به چین نیست و تعداد قابل توجهی از این کشورها در تقابل با ایالات متحده آمریکا قرار ندارند و حتی تعدادی از این کشورها دوست و متحد جدی واشنگتن تلقی می شوند، اما نقش و نفوذ جدی چین در حوزه اقتصادی و تجاری جهانی به قدری پررنگ است که این کشورها برای کسب منافع حداکثری یا اقدام به امضای سند همکاری های راهبردی با چین کردهاند و یا مناسبات تجاری خود را در ابعاد بسیار کلان با پکن توسعه داده اند.

سند همکاری ایران و چین هفتم فروردین ماه ۱۴۰۰ بین وزیران وقت خارجه در کشور امضا شد که مبنای نقشه راه همکاریهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی در ۲۵ سال آینده خواهد بود. لذا نگاه به شرق، نه به معنای پذیرش استثمار و استعمار شرق، بلکه به معنای ارتباط با شرق، آنهم در شرایطی است که کشور تقریباً 40 سال محصول تجربهی نگاه به غرب بسیاری از دولتمردانش را چشیده است!

دیدگاهتان را بنویسید